تبليغاتX
Arvin's Persian Weblog
جایی برای ثبت گاه‌نوشت‌های آروین ابراهیم‌پور درباره آنچه پیرامونش سر‌می‌زند
| Home | RSS | Email |

Mon 4 Sep 2006

VMWare, Plesk, Subversion, Apache Permission, HSPComplete, Fedora Core 2, Sql Server, EnterpriseMgnt Problem, MySQL Script, Ethanol, Tuborg, Cannabis, First, ARAMESH!

Fri 11 Aug 2006

Hey sexy lady, I like you flow (uh)
Your body's banging (yeah yeah)
Out of control

 

Download

Shaggy - Hey Sexy Lady  4.68MB

Tue 1 Aug 2006

Our esteemed Google doc, Taraneh Razavi, M.D., has kindly provided a few tips on coping with such summer challenges as tick bites, thunderstorms, and heat exhaustion. She's also blogged about insect repellents and sunscreen. But as she reminds us, summer also means - there's ice cream. Stay healthy and cool, people, and have fun this and every weekend.

Summer health tips

Mon 31 Jul 2006

"گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد  

سگ واق واق مي كرد

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

 

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

 

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند. پتروس در حال چت كردن غرق شد.

 

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

 

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

 

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد

او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد. 

او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد

 

به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد." 

 

یک ایمیل دریافتی-

Sun 23 Jul 2006

چند روز پیش وقتی می خواستم با Remote Desktop به یک سرور وصل شم، پس از وارد کردن  user/pass با این پیام مواجه شدم:

 “Terminal server has exceeded maximum number of allowed connection”

 

من می دونستم که در تعداد connectionها به سرور محدودیت هست و مطمئن بودم راهی برای کنترل تعداد sessionها وجود داره.

البته با یک جستجوی سریع تو سایت Microsoft این Knowledge Base(KB) رو پیدا کردم:

Error Messages Generated When Logging on with Terminal Services Client

 

که البته این مقاله چیز زیادی برای حل مشکل به من نداد.

Description: The user is attempting to log on to a Terminal Server in Remote Administration mode, but the server has reached its connection limit. Terminal Servers in Remote Administration mode allow a maximum of 2 concurrent sessions, active or disconnected.

 

بعد از یه خورده بیشترdigging و Googling، به فارومی رسیدم که اطلاعات بیشتر و راه حلی خوبی به من داد:

“If your two primary connections to the server are locked out, you can still access the server console from your command line with the following command:

mstsc -v:0.0.0.0 /f -console 

که البته IP سرورتون رو با 0.0.0.0 جایگرین کنید.

این به شما اتصال سومی علاوه بر اون دو اتصال اصلی می ده که می تونید login کنید و اون connectionهای اولیه رو logout کنید.

Tue 11 Jul 2006

6 Rules 2 Be hAPpY:
1- Never Hate,
2- Don't Worry,
3- Live Simple,
4- Expect a little,
5- Give a Lot,
6- Always Smile!

life is great!

Wed 24 May 2006
اگر شما از ترمینال های لینوکس و مکینتاش استفاده می کنید، از دستور ls برای لیست گرفتن دایرکتوری ها زیاد استفاده کردید. برای من این دستور در اعماق حافظه بلند مدت مغزم قرار گرفته، به طوری که وقتی نیاز Directory listing در مغزم شکل می گیره، بی اختیار دست هام ls رو تایپ میکنه!


دستور مشابه در ویندوز dir است. این همیشه دومین commandی که من در ویندوز می زنم، بعد از دریافت این خطا!:


ls is not recognized as an internal or external command,operable program or batch file


اما امروز بعد از googlingهای فراوان تونستم موفق شوم!راه حل اینه:


1- با استفاده از Notepad یک فایل متنی باز کنید و dir رو توش بنویسین.
2- با نام ls.bat در c:\windows\system32 سیوش کنید.


حالا هر وقت شما ls رو تو command-prompt ویندوز زدید، میره از اون batch فایلی که ذخیره کردید می خونه.


اما همشیه راه بهتری هم وجود دارد.
اگر شما به انداره کافی لینوکس کار هستین و از commandهای ویندوز حالتون به هم می خوره مثل من، ولی مجبور به استفاده از win-prompt هستین:
برنامه cygwin رو از سایتش دانلود کنید و نصب کنید تا حال زندگانی رو ببرید!
این برنامه به شما توانایی استفاده از همه دستورهای زیبای لینوکس را در win-prompt خواهد داد.

چگونه باهوش تر شویم:

1-Stimulate your ears differently.
2-Stimulate your eyes in new ways.
3-Learn about different people and lifestyles.
4-Take unusual classes.
5-Join clubs based on things you have no knowledge of.
6-Watch movies in genres that you normally don't partake in.
7-Do crossword puzzles every day possible.
8-Learn how to write backwards.
9-Try new clothes that you would never wear otherwise.
10-Watch shows that you don't watch.
11-Build ridiculous things like radios, legos, robots.
12-Walk backwards through your whole house.
13-Try foods you have never tried.
14-Learn to do a handstand.
15-Attend churches, mosques, places of worship and meditation that you never have.
16-Face your fears!
17-Try skiing, snowboarding, jet skiing, Hang gliding, parasailing, surfing.
18-Learn to juggle. A great workout for your brain, eyes and reflexes.
19-Learn to write with the hand you do not write with.
20-Browse Wikipedia.com or wikiHow.com and do things that you find there!

and more...!

منبع:http://www.wikihow.com/Exercise-an-Open-Mind

Thu 4 May 2006
کپی آهنگ های50Cent ، سبک خوندن Eminem، می شه رپ ایرونی، گروه های فارز، ابلیس، زدبازی!، یعنی یه چیزایی تو این مایه ها:

دوباره می خوام بگم از تو و از من/خیلی ها هستن که نمی خوان بفهمن حرفم/می گین آهنگ نخون از جنگ و کل کل/پس از چی بخونم از کوه و درخت و جنگل؟/یا از یه پارتی توی لندن/بگم که دختراشون شب چه کردن/یا بشینم از لام تا کام خالی ببندم که مردم تودربند، برقصن، بخندن، بگن اینا چه با مزن!/وای به من حسودی کردن/چون می دونستن دارم بزرگ می شم کم کم/اگه دارین انتقاد پستش کنین به ما/کد پستی 54254764/بنویسین سلام زدبازی من کتک می خوام/در اسرع وقت جوابی خواهیم داد//نگو آهنگ های همه اونا شبیه ماست/نگو آهنگ های همه اونا شبیه ماست،زدبازی یه دونست از خزر تا خلیج فارس

همه شما یه طرف من هستم یه کس جدا/حالا یه مشت چاقال شدین وارد این کار/حرم سرا درست کردین عین ناصردین شاه/چرا؟ چون کسی گوش نمی ده سی دی تو زاخارت/ باید ..نت و تکون بدی تو ویدیو چاقال/تو تهران این کار نیست واسه پسر دخترا مجاز/پلیس دنبالت نمی دونی وزرا کجاست/نمره همه شما زیر ده از بیست/هیچ کدوم شما چاقالا در سطح من نیست/بزار یکم بگم از خودم بدونی ویلی کیه/یکوچولو بگم که بفهمی تریپ چیه/میرم بیرون شبا ببنم چه خبره/هیچی کی ام نمی برم من می رم یه نفره/ولی دیگه نمی زنم ...س چرخ تو شمران/چون که نمی خوام بده دختر بهم راه/همه شون می گن بده لطفا یه امضا/نه بخاطر اینکه پر رنگ چشمام یا خوش خط امضام/چون ویلسون شده لوید دانس تهران!//نگو آهنگ های همه اونا شبیه ماست/نگو آهنگ های همه اونا شبیه ماست.زدبازی یه دونست از خزر تا خلیج فارس

وقتی من حرف می زنم سکوت لاشخورا/آهنگا مون پخش شده جنوب تا شمال/پشت سر من میده گروه ناقلا/بعدش همش می گی سرود یا دعا/آخه چاقالا بابا دروغ تا کجا/زد بازی یه دونست همه هم بدونن که هیچ وقت نمی تونن مثل ما بخونن/زد بازی تا آخرش می مونه مقدس/چون که کار ما سه تا دیوونه کنندس/چیه فکر کردی مزخرف می گن/کورخوندی می بینی که موفق می شن/می خوام من پول درآرم از راه رپ/تا پول دار تر شم از جراح قلب/سال بعد من می شم اینجا مهمان رادیو/تو هم داری می شوری پیکان آردی تو/چون فقط هستی انسان عادی و به من نمی رسی نداری امکان مادیش و/اگه داری وارد میدان بازی شو/زاخارت نذار من بدم ادامه باقیشو!

کل انداختنشون هم ماجرایی داره:
با سامان ویلی تریپ کل داری/پس داری به جهنم بلیط مجانی
ایندفعه تکی می خونم گر چه دوتایم/راستی یادم رفت بچه کجایین
خوشتیپای پایینید یا جوادای بالا/چون امثال شماهانیستن طرفهای ماها
جوادا نگید چرت و پرت از ویلسون/راکتها روبرداین پارک ملت بدمینتون
دو تا آلبوم دادین فکر کردین کارتون خفنه/مواظب باشین پا میکروفن خوابتون نبره
آهنگ پارتی می خونی دیگه فحش چیه/برا همین هر کی می شنوه می گه ...می
بابا برین شمال بزنین کلوچه/شبا برین خونه قبل اینکه غروب شه
شلواراتون همه تنگ و پیرهنا سفید/پارتی چیه شما باید سینما برین
وقتی می خونی انگار می خونی لالایی واسم/تو مهمونی بذاری که ملت بالا می آرن
پس دست خالی نیا طرف ما چون/پیرهن سفیدت میشه پرچم ژاپن!

عجب! راک هم راک های قدیم!
Tue 25 Apr 2006
...RHEL AS 4.0، نظریه آتاماتاها، ریاضی 2، ,Unix، مجلات مختلف، CD Bank، ساختمان داده ها، php، سرور لینوکس کانادا، مجوز برای نمایشگاه کتاب، python ... کمک دارم این زیر خفه می شم...
Mon 24 Apr 2006

The problems that plague Washington DC on the issue of Iran are the same problems that haunt America overall regarding Iraq
When this attack comes -- either as a stand-alone "knock-out blow" or as the precursor to a full-scale, regime-changing invasion, like the earlier aggression in Iraq -- there will be no warning, no declaration of war, no congressional hearings, no public debate. The already-issued orders governing the operation put the decision solely in the hands of the president. He picks up the phone, he says, "Go," and in 12 hours' time, up to 1 million Iranians will be dead.
(منبع:http://www.informationclearinghouse.info)

Fri 21 Apr 2006
....جمعه، بعد یک هفته درگیری، رفقا، زغال، منقل، کباب، صفا،... سه ساعت تو راه، راک زیر زمینی، محلات، آبگرم، عشق و حال ...
 

فیلسوفان و دانشمندان گفته‌اند:

"نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده‌اند و ششمین روز را مقدس شمرده‌اند."


"نوروزکه قرن‌های دراز است بر همه جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن رو "هست" که یک قرار داد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانی زمین، آسمان و آفتاب، و سرشار از هیجان هر "آغاز".


جشن‌های دیگر غالبا انسان‌ها را از کارگاهها، مزرعه‌‌ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، در میان اتاق‌ها و زیر سقف‌ها جمع می‌کند: کافه‌ها، کاباره‌‌ها، زیرزمین‌ها، سالن‌ها در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبا از رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، مقوایی و ... اما نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیرسقف‌ها، درهای بسته به دامن آزاد و بیکرانه طبیعت میکشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجان آفرینش، بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه‌های شسته باران خورده، پاک، ...


مگر هرکسی احساس نمی‌کند که نخستین روز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلما آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل، فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را با پاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است.


و ما، در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش،نخستین روز خلقت، روز هورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی‌افروزیم و بدین‌گونه "بودن خویش" را خلود می‌یخشیم،

و در این میعادگاهی که همه نسل‌‌های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می‌بندیم، و "امانت عشق" را از آنان به ودیعه میگیریم."

هبوط در کویر


نوروز روزی است مانند سایر روزها، 1 فروردینی است که دیروزش 29 اسفند بوده(البته اگه سال کبیسه نباشه!) و فردایش 2 فروردین. یعنی یک روز کاملا معمولی.


اما نوروز بهانه است؛

بهانه‌ای برای باز ایستادن از چرخش روزگار تکرار...

بهانه ای برای ایستادن، تمرکز کردن، تامل کردن، مرور کردن،...


نوروز ایستگاه است، مبدا است، برای دیگری مقصد. ایستگاهی که بیاستیم و به خودمان نگاهی بکنیم. به گذشته‌مان نگاه کنیم، چه کرده ایم، چه کار می‌باید می‌کردیم و نکرده‌ایم، چه کار نمی‌باید می‌کردیم و کرده‌ایم، فکر کنیم، برنامه ریزی کنیم، تصمیم بگیریم.


چقدر از خانه های چک لیست نوروز پارسالمان را تیک زده ایم؟! تازه اگر چک لیستی داشته باشیم!

چک لیستی درست کنیم از اهداف، آرزوها.

با نگاه به تازه شدن طبیعت، تازه بشیم. البته از اون لحاظ!


همینکه با اسم نوروز یاد نوشته "نوروز" دکتر شریعتی می‌افتیم کافی!


"سال جدید 2 تا 3 برابر و نه بیشتر از سال گذشته، از هر لحاظ که می خواین واساتون بهتر باشه."


این بود دعای من

و این بود آخرین نوشته من در سالی که گذشت.

 


فلسفه این نقاره زدن چیه؟ چرا سنتور نمی زدند؟

 

مقدمه:

امروزه آنچه بعنوان ثروت و رفاه برای کشورها ذکر می‌شود، تکنولوژی است. بشر امروز دغدغه دست یافتن به تکنولوژی‌های جدید مثل نانو را دارد. البته "نانو" فن‌اوری جدیدی نیست ولی توانایی کاربردش در تمام‌ عرصه‌های علوم و تاثیرش در فناوری‌های دیگر اهمیت زیادی دارد. ترویج فناوری نانو صرفا به‌معنای فناوری و کاربردهای آن نمی‌باشد بلکه ترویج باید زمینه‌ساز ایجاد سایر زیرساخت‌های توسعه فناوری و رفع مشکلات موجود بر سر راه توسعه آن باشد. ولی این موضوع بدون آگاهی از "مدیریت فناوری" (technology treatment) و درک مشکلات توسعه آن امکان‌پذیر نیست.

 

نانو چیست؟

همین‌طور که خودتان بهتر می‌دانید، نانو واحد اندازه‌گیری، برابر با یک میلیاردیم متر یا 9-10 است. در اصل کلمه "نانو" یک واژه یونانی بمعنای "قد کوتاه"! می‌باشد.(نه به اندازه یک میلیاردیم متر!).  برای تصور این اندازه می‌توان گفت که نانو برابر با یک هزارم قطر موی انسان است. 

 

تکنولوژی چیست؟

توانایی استفاده از منابع برای تبدیل آن‌ها به محصول(کالا یا خدمات) یکی از تعاریف تکنولوژی‌ست.

 

نانوتکنولوژی چیست؟

طراحی، ساخت، توسعه و استفاده از محصولاتی که اندازه آن‌ها در بازه 1nm تا  100nm قرار دارند را نانو تکنولوژی گویند. در حقیقت اینجا صحبت از ریز شدن است که این کار تماس بیشتر، فعالیت بیشتر و افزایش مساحت را ممکن می‌سازد. نانو یک مقیاس جدید در فناوری‌ها و یک رویکرد جدید در تمام رشته‌ها است و این توانایی را به بشر می‌دهد تا دخالت خود را در ساختار مواد گسترش دهد و در ابعاد بسیار ریز به طراحی و ساخت دست بزند و در تمام فن‌آوری‌هایی که بشر در حال حاضر به آن دست یافته، اثر بگذارد.

 

انقلاب نانو از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

کوانتم نظری انقلاب نانو به حدود 40 سال قبل بر می‌گردد، زمانی که در سال 1959 "فایمن" در هنگام گرفتن جایزه نوبل، نظریه جدیدی مطرح کرد!(بابا عجب خوره‌ای بوده!) او در سخنرانی معروف خود در همان سال به عنوان "فضاهای زیادی در پایین وجود دارند" به بررسی بعد رشد نیافته مواد پرداخت. فایمن فرض را بر این قرار داد که اگر دانشمندان فراگرقته‌اند که چگونه ترانزیستورها و دیگر سازه‌ها را در مقیاس‌های کوچک بسازند، پس ما خواهیم توانست آن‌ها را کوچک و کوچک‌تر کنیم. او در ذهن خود یک دکتر مولکولی تصور کرد که صدها بار از یک سلول کوچک تر است و می‌تواند به بدن انسان تزریق شود ‌و درون بدن به مطالعه سلامت سلول‌ها و انجام اعمال ترمیمی بپردازد!

 

کاربردهای نانوتکنولوژی:

1)      تولید مواد و محصولات:

   نانوتکنولوژی تغییر بنیادی مسیری است که در آینده موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امکان سنتز بلوک‌های ساختمانی نانو، با اندازه و ترکیب به دقت کنترل شده و چیدن آن‌ها در ساختارهای بزرگ‌تر که دارای خواص و کارکرد منحصر بفرد باشند، انقلابی در مواد و فرآیندهای تولید آن‌ها ایجاد می‌کند که محققین قادر به ایجادشان نبوده‌اند. مواد سبک‌تر، قوی‌تر، قابل برنامه‌ریزی و کاهش هزینه عمر کاری از طریق کاهش دفعات نقص فنی، از مزایای نانو ساختارها می‌باشد.

2)      پزشکی و بدن انسان:

   فراتر از آسان‌کردن استفاده بهینه از دارو و کپسوله کردن داروها (PLA,PLGA) نانو‌تکونولوژی می‌تواند فرمول‌هایی برای رهایش دارو(Drug Delivery) تهیه کند که به نحوه حیرت‌انگیزی توان داروها را افزایش می‌دهد.

3)      نانو در طراحی و ساختن مواد سبک وزن، پرقدرت و مقاوم در‌ برابر ‌حرارت که مورد نیاز هواپیماها، راکت‌ها، ایستگاه‌های فضایی و سکوهای اکتشافی سیاره‌ای یا خورشیدی، نقش تعیین کننده‌ای دارد و با توجه به اینکه محیط فضا دارای نیروی جاذبه کم و خلا زیاد است، با نانو می‌توان ایجاد ساختارهایی که در زمین ممکن نیست را در فضا میسر کرد.

4)      با استفاده از این فن‌آوری می‌توان ظرفیت ذخیره‌سازی اطلاعات را در حد 1000 برابر یا بیشتر افزایش داد. به طور مثال با این فن‌آوری می‌توان 50 عدد DVD را در یک هارد دیسک به ابعاد یک کارت اعتباری ذخیره کرد.

 

دیگر مزیت‌های نانو:

نانوتکنولوژی موجب تغییرات شگرف در استفاده از منابع طبیعی، انرژی و آب خواهد شد. آلودگی آب را کاهش خواهد داد. امکان بازیافت و استفاده مجدد از مواد، انرژی و آب را فراهم خواهد کرد.

در زمینه انرژی نیز نانو تکنولوژی می‌تواند به طور قابل ملاحظه‌ای کارایی، ذخیره‌سازی و تولید انرژی را تحت تاثیر قرار داده و مصرف انرژی را پایین بیاورد.

 

از مزایای تولید با اجزای ریز:

-         دقت زیاد (حتی در حد یک اتم)

-         اتلاف انرژی حداقل

-         حداقل ایجاد آلودگی

-         حداکثر استفاده از منابع اولیه

 

تاثیر اقتصادی نانونکنولوژی:

برآورد بازار نانو در تقسیم‌بندی آینده کشورها مهم است. بازار فن‌آوری نانو در سال 2005 حدود 200 میلیار دلار بوده و رشد سالانه آن تا سال 2011 حدود 30 درصد خواهد بود.

صنعت دارو: 100 میلیار دلار | صنعت نیمه‌هادی: 100 میلیار دلار | مصرف انرژِی: 100 میلیار دلار | کاتلیت‌ها در صنایع شیمیایی و نفت: 100 میلیار دلار | مواد و فرآیند‌های نانو ساختاری: در حد 340 میلیارد دلار! | محصولات هوافضای حاصل از نانوتکنولوژی: 70 میلیارد دلار.

 

نتیجه اخلاقی:

بسیاری از صاحب‌نظران، نانوفن‌آوری را مساوی آینده دانسته‌اند. به‌دلیل تاثیرات این تکنولوژی بر اکثر صنایع و تکنولوژی‌های موجود، متخصصان رشته‌های مختلف بدون گرایش به مباحث نانو، در دهه‌های آینده فرصتی برای رشد نخواهند داشت. به همین دلیل این مساله برای دانشگاهیان و محققان هر کشور ضروری است. به عبارت دیگر می‌توان گفت که اولویت هر کشور در صنعت و فن‌آوری است و بدون تسلط بر ابعاد نانو، در صنعت و فناوری دنیای جدید حرفی برای گفتن نخواهد داشت.

 

نتیجه اخلاقی‌تر:

نانوتکنولوژی بخشی از آینده نیست، بلکه تمام آینده است!

 

منبع: از منابع گوناگون همچنین Wiki خودمون!

 

چقدر هوا گرم بود. روزا کولر روشن بود. شبا کاپشن به تن بود. 24 ساعت فن کویل اتاق روشن! تبع شاعری من هم!

مردم خوبی داشت. خون گرم بودند. 80 درصد سونی بودند. با این حال برای آدم‌های بزرگ احترام زیادی قایلند. امامان رو آدم بزرگ می‌دونستند. اونجا هم محرم بود.

فروشنده‌ها با آدم کنار می‌آمدند. ما هم که 4 تا جوان مجرد با حال(!)، چای نخورده که هیچی، سلام نکرده رو سر و کولشان بودیم! خوب دیگه هوای آدم‌های باکلاس رو داشتند!

 

با تور خیالت راحته. دغدغه نهار و صبحانه و گشت و گذار رو نداری. هتلش بین‌المللی بود. ماشین‌های خوبی داشت. اکثرا هیوندا و تویوتا بودند. الگانس و لگسوز هم گیر می‌آمد.

همه چیز اونجا گیر می‌آمد. بیشتر از راننده تاکسی‌ها می‌پرسیدیم، وقتی سوار می‌شدیم و رفیق می‌شدیم، بقیه‌اش با خودشان بود. بازارها زیاد شلوغ نبودند. می‌تونستی با خیال راحت خرید کنی. تپل چونه بزنی. جنس خوب بگیری. سراغ هر چیزی رو می‌تونستی بگیری، هر چی می‌خواستی، بدون ذره‎ای دغدغه.

 

از بندر با لنج یک ساعت راه بود. یک ساعت فراموش نشدنی. با تندرو‌ها کمتر بود ولی خطرش بیشتر. رو عرشه لنج باد خنک می‌خورد تو صورتت. ولی آفتاب پوستت رو می‌سوزوند. مرغ‌های دریایی بالا سر عرشه همراه ما می‌آمدند. براشون نان خورد و پوست پرتقال(!) و آشغال‌های دیگه… می‌انداختند. اون‌ها هم با منقار هرچه باز تر استقبال می‌کردند.

 

دوست‌های زیادی پیدا کردیم. دوست‌های خوب و صمیمی. پایه‌هامون جور بود. تو خیلی چیزها.

 

شب‌ها واسه شام هتل نبودیم. شام‌ها رو لب ساحل می‌خوردیم. ساحل‌های مختلفی داشت. ساحل زیتون، ساحل سیمین. جایی بود به نام "سینما ساحل". ولی سینمایی در کار نبود. می‌شستیم همدیگر رو می‌دیدیم. مردم به قول یکی از بچه‌ها به حد کافی فیلم هستند!

دامنه جذر و مد دریا زیاد بود. شب‌ها طی حدود نیم ساعت یک ساعت آب حدود 100 – 150 متری بالا می‌آمد و ساحل رو می‌گرفت. پا برهنه می‌شد تا یه جاهایی تو آب بری. ولی سخت بود. چون اینجا بر خلاف شمال ساحل نرم نبود. سنگ‌های نوک‌تیزی داشت. پای آدم اذیت می‌شد. شب‌ها لب ساحل نسیم خنک می‌خورد تو صورتت. موج تا زانوهات می‌آمد. تا چشم کار می‌کرد تاریکی بود. تو عمق تاریکی چراغ آبی متحرکی سو‌سو می زد. فکر می‌کنم گارد ساحلی بود. 

 

غروب خلیج فارس تو جنگل‌های حرا فراموش نشدنی بود. جنگل‌های جادویی حرا. وقتی قایق موتوری که اجاره کردی خراب می‌شه، احساس بدی بهت دست نمی‌ده. خوشحال می‍شی بیشتر رو آبی. بیشتر تو حسی. هیچ وقت یادم نمی‌ره. یکی از بچه‌ها زیر لب زمزمه می‌کرد:

« مستی هم درد من و دیگه دوا نمی‌کنه… »

ما هم باهاش هم خوان شدیم. شدیدا بی‌ربط بود. ولی خیلی فاز داد!

 

برگشتن رو تابلوی جلوی اسکله نوشته شده بود:

«به جمهوری اسلامی ایران خوش‌آمدید.» فکر نمی‌کردم با 100 تومن هم بشه رفت خارج!

  

یه پنج روزی از چهارشنبه تا دوشنبه اصفهان نبودم. تجربه کم کسب نکردم.

تور آس. جزیره آس. همسفرها آس.

فجیع فاز داد، فکر نمی‌کردم.

قشم هوا گرم بود!

Tue 31 Jan 2006

پس از اینکه امتحانات که خدا خواست با خوبی و خوشی(!) به پایان رسید، من دستم نمی‌رفت بلاگ رو بروز کنم، دلیلش رو نمی‌دونم ولی شاید به خاطر این باشد که یه مدتی نلاگیدم.

ولی در عوض تا زمانی که این عادت عجیب رو داشتم، دست به کارهایی زدم که مدت‌ها بود می‌خواستم انجام بدم. فارغ از هر گونه مشغله، با فکر آزاد فرصت را به شدت غنیمت شمرده و یکسری از این کارها را کردم:

 

یه 10 تایی داستان کوتاه خواندم. 2-3 تا از سایت خوب کانون ادبیات ایران، 2-3 تا از سایت سخن، مرسی از وبلاگ کتاب های رایگان فارسی، یک کتاب هم از این بلاگ خواندم. یک داستان کوتاه از "گابریل گارسیا مارکز" به نام "رویاهایم را می‌فروشم " که علیرضا خان زحمتش را کشیده بود، خواندم. به دنبال "صد سال تنهایی" مارکز می‌گشتم، در اینترنت پیدایش نکردم. حالا شاید کتابش را خریدم. شما جایی سراغ ندارین تو اینترنت؟ با "همه مردان شاه" آشنا شدم. در آخر هم دم کتابلاگ گرم، فجیع حال داد.

 

یه چند تا فیلم هم دیدم:

1- La Chute : درباره جنبه دیگر زندگی هیتلر است. بسیار زیبا بود. توصیه می‌شود! محصول 2004 فرانسه

2- Dead Poet Society: سرگذشت یکسری بچه سال آخر کالجی ممتاز در انگلستان که در اثر آشنایی با افکار و اندیشه‌های معلم جدید آن کالج (جان کیتینگ با بازی رابین ویلیامز) که خود در آنجا درس خوانده بود. و آشنایی یا مفهوم "Carpe-Deium " یا همان "غنیمت شماردن حال" که فجیعا  توصیه می شود به خصوص به همسن و سال های خودم! کارگردان: پیتر ویر، محصول 1989 هالیوود

3- A Perfect World: محصول 1993هالیوود به کارگردانی Eastwood

4- The Girl Next Door: 2004 (+16) هالیوود- کارگردان: Greenfield

5-The Third Miracle توصیه می‌شود. محصول 1999هالیوود- کارگردان هالند

6- Brice, De Nice: 2005 فرانسه – کارگردان هاث

7- Alfie رنک سوم، بعد دوم و بعد اول US Box Office در سال 2004 با بازی Jude Law . که در فیلم هوش مصنوعی اسپیلبرگ با او آشنا شده‌ایم. به شدت توصیه می‌شود. محصول  2004هالیوود- کارگردان Shyer

8- ...And Justice for All:با بازی زیبای "آل پاچینو". درباره وضع بد قضاوت در دادگاههای آمریکا. توصیه می‌شود- محصول  1979هالیوود- کارگردان جویسن

9- The Ring: ژانر ترسناک، توصیه می‌شود. محصول 2002 به کارگردانی وربینسکی

10-21 Grams: با بازی شان پن – توصیه می‌شود . محصول  2003 هالیوود کارگردان: گنزالس

 

در آخر یه تشکر ویژه از "صد فیلم"، "سینما و ماورا" و "مالتی ویژن‌"ها.

 

به این می‌گن یه استفاده از فرصت بین دو ترم اساسی.

  

"تجربه شبه مرگ" یا همون "Near-Dead Experience" چیه؟ کتابی؟ فیلمی؟ سایتی؟ چیزی؟

 

ربوکاپ (که در واقع همان ربات ورد کاپ robot world cup) است، یک تحقیق و پژوهش‌ بین‌المللی می‌باشد. یک تلاش برای ترویج کردن تحقیقات بر روی هوش مصنوعی (ai) و ربات‌های هوشمند می‌باشد، با فراهم کردن مسایل و سوالات استاندارد.

جایی که دامنه وسیعی از تکنولوژی‌ها می توانند یکپارچه شوند و به مرحله آزمایش گذاشته شوند.

 

برای این منظور، بنیاد ربوکاپ تصمیم گرفت از بازی فوتبال به عنوان پایه تحقیقات استفاده کند، و مسابقات ربوکاپ (بازی‌های جام‌جهانی فوتبال ربات‌ها و کنفرانس‌های مربوط به آن) را تشکیل داد.

 

به منظور تشکیل یک تیم فوتبال ربات‌ها، دامنه وسیعی از دانش‌ها و تکنیک‌ها و تکنولوژی‌ها باید به کار گرفته شوند، (استراتژی یادگیری Strategy Acquisition ، استدلال لحظه‌ای Real-time Reasoning، ترکیبی از سنسورها Sensor-fusion و ... ) همچنین ربوکاپ یک نرم‌افزار پلت‌فرم (یعنی مثل سیستم‌عامل) برای تحقیقات روی جنبه‌های نرم‌افزاری ربوکاپ پیشنهاد کرده است.

 

تا زمانی که بازی فوتبال به‌عنوان مساله استاندارد بررسی شود، که نیاز است دامنه وسیعی از تلاش‌ها با هم و یکپارچه به کار گرفته شوند، رقابت و مسابقه فقط یکی از قسمت‌های فعالیت‌های ربوکاپ می‌شود.

 

فعالیت‌های فعلی ربوکاپ شامل موارد زیر است:

·          کنفرانس‌های فنی و صنعتی (Technical Conferences)

·          مسابقات بین‌المللی (RoboCup International Competitions )

·          برنامه‌های رقیب‌طلبی ربوکاپ (RoboCup Challenge Programs)

·          برنامه‌های تحصیلی (Education Programs )

·          توسعه فرا ساختاری  (Infrastructure Development)

 

با این وجود، مسابقات و کنفرانس‌های بین‌المللی رکن اصلی فعالیت‌های ما می‌باشد، جایی که محققین می‌توانند گرد هم آیند و پیشرفت‌های تحقیقات را با هم ارزیابی نمایند.

 

در حال حاضر، ربوکاپ سه دامنه اصلی دارد:

 

فوتبال ربوکاپ

·          لیگ شبیه‌سازی

·          لیگ ربات‌های سایز کوچک

·          لیگ ربات‌های سایز متوسط

·          لیگ ربات‌های چهار پا

·          لیگ ربات‌های شبیه انسان (Humanoid)

·          لیگ الکترونیکی (E-League)

 

امداد و نجات

·          لیگ شبیه‌سازی امداد

·          لیگ ربات امدادگر

 

جونیور

·          مسابقات فوتبال

·          مسابقات رقص

·          مسابقات امداد

 

 

منبع: robocup.org

برگردان: آروین

به مناسبت دومین پست در سال جدید میلادی، بی ربط ندیدم که یه مطلب درباره تر و تازه بودن(!) در سال جدید بیاورم.

فقط هر  چند روز آنها را مرور كنيد يا به خاطر بسپاريد تا  اثر بخشي آنها را دريابيد.

·         خوشحالي و غمگيني را مي توانيد خود انتخاب كنيد. پس خوشحالي را انتخاب كنيد.

·        هر روز سه انسان را ستايش كنيد

·         در صورت امكان طلوع خورشيد را تماشا كنيد.

·        اولين نفري باشيد كه سلام مي كنيد.

·         اگر افرادي را دوست داريد، براي گفتن آن وقت را تلف نكنيد.

...ادامه‌ی مطلب
Sun 1 Jan 2006

متن SMS دریافتی:           

اگه یه روز دیدی یه نفر انداختت تو گونی

.

.

هیچ نترسیا!

.

.

احتمالا یکی تو رو

شب کریسمس

                                                                               از پاپا نوئل خواسته.

 

Best Wishes in 2006!

Sun 1 Jan 2006

Happy New Year

 

to 

,You

you and 

!U

 

 

 

مردی با عبای شکلاتی اینگونه شروع کرد:

 

"عشق به حقيقت و تلاش براي دريافت آن و عشق به آزادي و تعالي و كوشش براي رسيدن ‏به آن جوهر آدمي است. و اگر اميد به اين دريافت و رسيدن نبود زندگي پرمرارت آدمي در ‏طول تاريخ ناممكن مي‌شد.‏


آنچه خواستني است دوستي و مهر است كه زندگي را طربناك مي‌كند و آنچه نا خواستني ‏است خشونت و نامهرباني است كه جهنم جان آدمي است.

بياييد تا ايمان به حق را با هيچ متاعي سودا نكنيم.‏
‏ و بياييد براي آباداني و اعتلاي ايران عزيز از هيچ كوششي خسته نشويم.‏
و بياييد اميدوار باشيم و با همبستگي و بيداري راه سربلندي را با يكديگر طي كنيم"

 

و سید محمد خاتمی،

رییس جمهوری محبوب سابق،

بدان که من یک رییس جمهور محبوب را

با صد تا رییس جمهور منتخب

عوض نمی‌کنم!

 

دوستت داریم و همه جوره پشتیبانت هستیم!

در پست قبلی قبلی، تبریک کریسمس را با عنوان "Merry Christmas"  یا "Happy Holyday"  آورده بودم؛ که هیچ کس هم نپرسید منظورت چیه از این کار!

خوب یا این یا آن، نه جفتش!

 

موضوع از این قراره که یه چند وقتی هست که جنگ تازه‌ای در آمریکا برپاشده است، البته با نزدیکی به تعطیلات کریسمس.

 

جریان اگر احتمالا حدس زدید خب سیاسی دیگه. ولی این دفعه سر "جدایی دین از سیاست" در آمریکا.

 

موضوع از این قراره که کاخ سفید می‌خواهد نام کریسمس را که ریشه در عقاید مسیحیت دارد، کم رنگ کند و این سنت دیرینه مسیحیان را به "تعطیلات سال نو" یا همون "Happy Holydays" تقلیل کند.

 

حالا در برابر این گروه که تلاش می کنند اصطلاح Happy Christmas رو از رده خارج کنند، گروهی از مسیحیان آمریکا تلاش تازه‌ای را برای مقابله با پروژه "جنگ با کریسمس" آغاز کرده‌اند.

 

هفته پیش بی‌بی‌سی نوشت: شماری از مسیحیان به شدت مخالف پروژه‌ای بنام "جنگ با کریسمس" هستند که توسط افرادی بنا شده که به سختی طرفدار جدایی کلیسا و دولت بر اساس قانون اساسی آمریکا هستند.

امسال بیش از هر سال، کارت تبریک‌های منتشر شده توسط پرزیدنت و همسرش، جنجال برانگیز بوده. می‌گویند آخرین باری که در کارت تبریک‌های ریاست جمهوری آمریکا کلمه "کریسمس" آمده سیزده سال پیش بوده و از آن زمان تا کنون از عبارت‌های مثل "Happy Holyday" یا " Happy Winter" استفاده شده است.

 

به این ترتیب در جامعه‌ای که حدود 80 درصد(شاید!) آن مسیحی هستند و 90 درصد(شاید) کریسمس رو جشن می‌گیرند، نام کریسمس از کارت‌های تبریک حذف شده است.

 

منبع:   bbc.com

ایران میزبان مسابقات جام جهانی ربوکاپ می‌شود.

خبر خوشحال کننده‌ای که چندی پیش از سوی دکتر کنگاوری، عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت اعلام شد.

 

ایران مجوز برگزاری مسابقات بین‌المللی "ربوکاپ اپن" را بدست آورده است و از این پس این مسابقات در اردیبهشت هر سال در کشورمان برگزار می‌شود.

 

کمی درباره مسابقات:

مسابقات رسمی ربوکاپ بین‌المللی هر سال در دو سطح اپن و جهانی برگزار می‌شوند.

 

مسابقات جهانی در واقع مسابقات اصلی هستند که سالی یک بار در تیر ماه برگزار می‌شوند و میزبان این مسابقات از میان کشورهای درخواست کننده توسط سازمان رسمی برگزار کننده ربوکاپ انتخاب می‌شود.

 

مسابقات بین‌المللی اپن: معمولا تیم‌ها برای کسب آمادگی هرچه بیشتر برای حضور در مسابقات جهانی و پی بردن به نقطه ضعف‌ها و مشکلات فنی احتمالی ربات‌های خود هر سال و پیش از مسابقات جهانی در مسابقات بین‌المللی اپن شرکت می‌کنند.

کشورهایی که خواهان برگزاری مسابقات اپن هستند باید قابلیت‌های لازم در زمینه رباتیک را دارا باشند و توانایی برگزاری مسابقات در سطح قابل قبولی را داشته باشند. در این صورت سازمان برگزاری ربوکاپ با درخواست آنها موافقت می‌کند و در تقویم بین‌المللی یک تاریخ ثابت به آنها اختصاص می‌دهد که باید هر سال در همان تاریخ مسابقات اپن را برگزار کنند و اگر یک سال این کار را انجام ندهند امتیاز برگزاری مسابقات را از دست می‌دهند.

 

...ادامه‌ی مطلب

 

 

Merry Christmas to All who Believe that

The Christ have been Sent to Expand the Peace in the World

 

 

Wed 21 Dec 2005

 

 

Yalda Night!

 

 قرعه کشی نهایی جام جهانی فوتبال 2006 هم انجام شد. دو سه شب پیش. 9 دسامبر ساعت 9 شب به وقت محلی در شهر لایبزیگ (Leipzig) آلمان. شبکه سه سیما زنده پخش کرد. جام‌جم 2 (IRIB 2 ) هم. و خیلی جالب که IRIB 2 جلوتر از شبکه سه سیما بود! چراش رو نمی‌دانم، اگر شما می‌دانید به ما هم بگویید. شبکه ورزشی TSI ایتالیا هم زنده پخش می‌کرد. با یک مقایسه دیدم که ایران با حداقل فاصله زمانی (حدود 5 ثانیه) اختلاف عقب‌تر بود. این از معدود بارهایی بود که اختلاف پخش تا این حد کم بود. چون تقریبا چیزی هم برای سانسور شدن نداشت. ولی چند بار پیش آمد که در حین پخش زنده تصویر یک‌دفعه می‌رفت رو فردوسی‌پور و جاودانی! احتمال می‌رفت که سانسور باشه، می‌زدم رو TSI ، می‌دیدم دارد تصویر یک خانم رو در بین حاضرین در سالن نشان می‌داد! سانسورش دیگر برای چه بود را نمی‌دانم! ولی اگر سرجمع بخواهیم حساب کنیم یک جا بود که باید مثلا سانسور می‌شد. جایی که یک دوشیزه بسی زیباروی بلوند سروقد با لباس ماکسی فیروزه‌ای رنگ که مانکن بود خلاصه! و پس از تحقیقات متوجه شدم که بعله! واقعا هم مانکن است! هیدی کلوم (Heidi Klum) سوپر مدل آلمانی است که پوسترهایش همیشه صفحه اول مجلات معتبر Fashion را اشغال کرده است، بصورت افتخاری آمد یا شاید هم مثلا بعنوان یکی از مظاهر کشور آلمان؟! نمی‌دانم چرا ولی خلاصه قرعه یکی از تیم‌ها که نحوه انتخابش با بقیه متفاوت بود –اگر اشتباه نکنم صربستان بود بدلیل موقعیت جغرافیایی- را تعیین کرد. در همین حین رفتم رو IRIB که مسلما داشت فردوسی‌پور و جاودانی رو نشان می‌داد، دیدم آقا عادل قیافه آدم‌هایی را دارد که دارند خجالت می‌کشن و می‌خواهند خودشان رو به زور کنترل کنند که بقیه چیزی نفهمند!!Heidi Klum, German Super Model

 

بخوانید و ببینید درباره هیدی کلوم!(+18)

بیوگرافی و دو عکس از او

 

 

از این حرف‌ها که بگذریم، قرعه‌‌کشی انجام شد و حریفان ایران به همراه 31 تیم دیگر که از سراسر دنیا انتخاب شده بودند، در دور اول و تقریبا دوم بازی‌ها مشخص شدند.

 

یک فلش کوتاه و گویا که قرعه‌کشی را در یک کلام خلاصه می‌کند!

 

نتیجه مرحله نهایی قرعه‌کشی به قرار زیر رقم خورد:

نتیجه به همان فلش بالا رقم خورد!

حتما ببینیدش.

 

...ادامه‌ی مطلب
Wed 7 Dec 2005

افسوس!

16 آذر- چه تقارن دردناکی!

 

 

 

 

 

در خواب بودم که گوسپندی تاج گل‌ام را جوید. جوید و گفت: «زرتشت دیگر دانشور نیست.»

این بگفت و پرغرور و گردن‌افراخته دور شد. کودکی این را با من حکایت کرد.

 

کودکان‌ام هنوز دانشور می‌دانند، خاربُنان و شقایق‌های سرخ نیز. آنان بی‌گناه‌ اند، حتا آن ‌گاه که بد خواه اند.

اما در چشم گوسپندان دیگر دانشور نیستم. سرنوشت‌ام چنین می‌خواهد: خوشا سرنوشتم!

 

زیرا حقیقت این است که من خانه دانشوران راترک گفته‌ام. و پشت سر در را نیز به هم کوفته‌ام.

روان‌ام دیری گرسنه بر خوان ایشان نشست. من نه چون ایشان آموخته بودم که دانش‌جویی کاری‌ست همچون فندق‌شکنی!

 

من عاشق آزادی‌ام و هوای فراز خاک تازه. خفتن بر پوست گاو مرا خوشتر است از خفتن بر مقام‌ها و منزلت‌های آنان.

از اندیشه خویش چنان گرم و تافته‌ام که بسا دم به دشواری توانم زد: آن‌ گاه به هوای آزاد پناه باید-ام برد، دور از همه‌ی اتاق‌های غبار آلود.

 

...ادامه‌ی مطلب

آه از این پُست دردناک!

 امروز 16 آذر است...

 

یک تراژدی دیگر، این بار از نوع رسانه‌ای

 

من خود شاهد اين ماجرا بودم بسيار صحنه وحشتناکی بود من به چشم خود انسانهايی را ديدم که در آتش ميسوختند. محل کار من در نزديکی محل سقوط است در آن ساعت من بدليل مشکلی که در شرکتم برايم پيش آمده بود محل شرکت را ترک نمودم و در حال عزيمت به منزل خود بودم که از نزديک صحنه برخورد را ديدم و الان در وضعيت روحی بسيار ناراحت کننده ای اين متن را تايپ ميکنم به حدی که فکر نميکنم اين صحنه وحشتناک تا آخر عمر از يادم برود +

 

 

سقوط هواپيماي C-130 در منطقه مسکوني تهران

اين هواپيما که در آستانه فرود در فرودگاه مهرآباد بود، لحظاتي پيش از فرود کنترل خود را از دست داد و در منطقه جنوب فرودگاه مهرآباد بر روي خانه‌هاي مردم سقوط كرد که بر اثر سقوط آن، انفجار مهيبي نيز روي داد. هم اکنون آمبولانس‌هاي متعدد براي ياري رساندن به مجروحان به سوي محل حادثه در حرکتند. تاكنون اجساد تعدادي از هموطنان كه در اين انفجار سوخته‌اند، بيرون آورده شده است +

 

 

 

شاهدان عينی از حادثه سقوط هواپيما می گويند

يک فروند هواپيمای ترابری سی - ۱۳۰ ارتش ايران پيش از فرود در فرودگاه مهرآباد در منطقه مسکونی موسوم به شهرک توحيد در منطقه يافت آباد در جنوب غرب تهران سقوط کرد.

اين حادثه در حدود ساعت دو بعدازظهر به وقت محلی رخ داده و گزارشهای اوليه حاکی از اين است که +

 

 

صدای آمبولانس ها در تمام تهران شنیده می شود در حالی که چند ساعت از سقوط هواپیمای نظامی مسافربری در تهران می گذرد هنوز هیچ تصویری از این حادثه در تلویزیون تهران پخش نشده و صرفا چند مصاحبه بدون اطلاعات خاصی را پخش کرده اند. رییس آتش نشانی چند دقیقه قبل به شبکه خبر گفت که خوشبختانه هنوز کشته ای ندیده ایم چند دقیقه بعد رییس پلیس 110 گفت متاسفانه هواپیما به یک مجتمع مسکونی برخورد کرده و از آنها به یک پست فشارقوی گاز برخورد کرده و تعداد زیادی از مسافران و ساکنان محل برخورد کشته شده اند +

 

 

عصر امروز بار ديگر ايران در سوگ يك فاجعه هوايي ديگر نشست و اين بار جامعه خبري كشور قربانيان حادثه اي شدند.  در حادثه اي كه امروز رخ داد جامعه خبري ايران بيش از شصت خبرنگار و عكاس خود را از دست داد. هواپيماهاي c130 از جايي كه معمولا در پروازهاي عملياتي و براي انتقال نيروهاي نظامي مورد استفاده قرار مي گرفته است، معمولا بدليل حساسيتي كه نسبت به این نوع پروازها وجود دارد، كمتر رخ مي دهد بدون رعايت معاينات فني اجازه  پرواز يايند +

 

 

 

تازه‌ترين اخبار از تلفات سقوط هواپيماي نظامي، تراژدي رسانه‌اي

به نظر مي‌رسد كسي از ساكنان ساختمان فوت نكرده است، ولي تمامي ۱۱۰ سرنشين هواپيما جان باخته‌اند. به گفته شاهدان عینی حتی یک قطعه یک متری نیز از هواپیما به جای نمانده است .ده ها تن از خبرنگاران صداوسيما، خبرگزاريهاي فارس، ايرنا، ايسنا و روزنامه ها و نيز روابط عمومي ارتش در ميان كشته هاي اين حادثه غمبار ديده مي‌شوند.اسامي شماري از قربانيان عبارتست از +

 

 

تصاویری دردناک!

 

 

16 آذر- روز دانشجو- روز فاجعه، چه تقارن دردناکی!  

 

یک ایده خوب-یک حرف حسابی

مدت‌ها بود که ایده‌ای در ذهن داشتم. ایده‌ای برای تغییر در سیستم خنک‌کننده کامپیوتر. بخصوص ما AMD کارها حساسیت و نگرانی بیشتری نسبت به دمای سیستم داریم. همانطور که می‌دانید CPUهای AMD نسبت به گرما آسیب‌پذیرتر هستند. کار ما از خمیر سیلیکون و این حرف‌ها هم گذشته بود. حتی برای عملی کردن ایده با برادر هم صحبت کرده بودم. ولی ... لعنت بر این گذر زمان که به راحتی همه چیز رو زیر چرخ‌هایش له می‌کند. و این ایده نیز مانند هزاران ایده دیگر در مخیله شکل گرفت و سپس به فراموشی سپرده شد!

طرح از این قرار بود که یک فن متصل به Case به جای هوای معمولی-دمای اتاق 25-30C- هوای خنک و البته خشک با فیلتر آلاینده را به درون Case بدمد.

در زیر به طور خیلی خلاصه فقط به دو تا دیاگرام از طرح بسنده می‌کنم:

 

 Diagram a

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Diagram b

 

 

اما گذشت... تا چندی پیش مقاله جالبی در یکی از مجلات فارسی زبان به قلم شهناز امین چاپ شده بود.

که می‌شود گفت داغ ایده قدیمی را برای من تازه کرد...!

اما با طرحی مفصل‌تر و کامل‌تر.

 

خلاصه‌ای از مقاله به قرار زیر است:

 

تا حالا شنیده‌ایم که آب مضرترین ماده برای کامپیوتر است. اما حالا می‌خواهیم مزایای استفاده از آب در داخل Case کامپوتر را برای شما شرح دهیم.

محصول جدیدی که مورد توجه همگان قرار گرفته است سیستم خنک‌کننده آبی (Water Cooling) است. این محصول بر روی کارت گرافیکی و دیگر پردازنده‌های کامپوتر تاثیر بسیار مثبت و چشمگیری دارد.

 

 

 

 پردازنده‌های موجود بر روی سیستم به شدت داغ می‌شوند. و به قطعات داخلی کامپوتر آسیب می‌رسانند. همچنین برای اینکه CPUها سریع‌تر کار کنند، باید خنک نگه داشته شوند و برای خنک کردن آن‌ها باید فن دستگاه با سرعت زیادی بچرخد که این کار باعث تولید صدای بسیار زیاد و آزاردهنده‌ای می‌شود و میزان خنک کنندگی فن در مقابل این گرما ناچیز است.

 

 

مزیت‌های استفاده از آب نسبت به هوا در خنک کردن سیستم:

1.       خنک سازی با آب نسبت به هوا باعث می‌شود در cpu دمای کمتری ایجاد شود.

2.       خنک سازی با آب سر و صدای کمتری تولید می‌کند.

3.       استفاده از آب به جای هوا باعث می‌شود سیستم زودتر خنک شود.

 

علاوه بر مزیت‌های ذکر شده در بالا Caseهایی که با آب خنک می‌شوند، زیباتر به نظر می‌رسند مخصوصا اگر به آب نور ماورا بنفش (UV) بتابانید حالت جالب و زیبایی به case می دهد.

 

اجزای سیستم خنک کننده آبی:

1- بلوک آبی:

بلوک آبی قسمتی است که آب با CPU و مادربرد اصلی ارتباط دارد و گرمای موجود در پردازنده را می‌گیرد، بنابراین مهمترین قسمت یک سیستم خنک کننده آبی می‌باشد.

یک بلوک آبی خوب باید دارای کف مسی باشد تا بتواند حرارت را سریع انتقال دهد. در هنگام خرید بلوک آبی باید دقت داشته باشید بلوکی تهیه کنید که نوع CPU شما را پشتیبانی کند.

 

 

 

2- پمپ آب:

هنگام خرید پمپ آب باید دقت داشته باشید که پمپ مورد نظر سرو صدای زیادی تولید نکند. پمپ‌ها در هنگام کار باعث تولید گرما می‌شوند، پس باید از پمپی استفاده شود که گرمای کمتری تولید میکند. هرچه جریان آب در پمپ سریعتر باشد یعنی  تبادل گرمایی سریعتر انجام شده و دمای Cpu پایین‌تر می‌آید.

 

3-رادیاتور:

سیستم خنک کننده آبی از یک رادیاتور کوچک (Main Radiator) برای کم کردن گرما استفاده می‌کند.طرز کار این رادیاتور مانند رادیاتور ماشین است. آب گرم باید قبل از برگشت به سیستم گرمای خود را از دست بدهد. یک رادیاتور خوب از آلومینیم یا مس ساخته شده و تعداد زیادی پره دارد.

 

4-فن‌ها:

فن‌ها روی لفاف‌هایی قرار می‌گیرند که بروی رادیاتور قرار گرفته و باعث شدن رادیاتور می‌شوند.

 

 

 

5-آب مقطر:

در بلوک‌های آبی، آب مقطر مورد استفاده قرار می‌گیرد. به دلیل اینکه آب مقطر به اندازه آب معمولی رسانا نیست، اگر به صورت اتفاقی بیرون بریزد به کامپوتر آسیب کمتری میزند، همچنین لازم است به آب موادی را اضافه کنید تا از رشد مواد آلی جلوگیری کرده و از زنگ زدگی پیشگیری کند.

 

6-لوله‌ها و اتصالات

تعدادی لوله و شیلنگ برای اتصال قطعات به سیستم به کار می‌روند. لوله هل آب را به تمامی قسمت‌های Case می‌رسانند.

 

نصب Water Cooling

بلوک آبی به راحتی روی مادربرد نصب می‌شود.ابتدا چهار مهره واشر زیر CPU بر روی برد پیچ می‌شود. سپس CPU در جای خود قرار می‌گیرد. بلوک آبی بر روی پایه نگهدارنده CPU نصب می‌شود البته باید در نظر داشت که قبل از نصب بلوک آبی، یک پوشش نازک و یکنواخت از خمیر حرارتی بر روی هیت سیک مالیده شود.

 

نکته بسیار مهم این است که حتما بلوک آبی مورد استفاده باید CPU شما را پشتیبانی کند.

 

 

منبع: کامپوتر جوان ش.71